شغل یا باتلاق؟ شانس موفقیت در معامله‌گری بازارهای مالی

شانس موفقیت یک معامله‌گر خرد (Retail) چقدر است؟ حدود سال ۲۰۱۷ بازار ارزهای مجازی به شدت داغ بود و عده زیادی از مردم در حال جذب شدن به سمت آلت کوین‌های تازه از راه رسیده بودند. چندین ماه بعد و با ریزش بیتکوین به زیر ۶۰۰۰ در سال ۲۰۱۸ شاهد اولین موج خروج شدید مردم از بازارهای مالی بودیم. از آن روزها تاکنون زمان زیادی میگذرد و دسته دسته در موج‌های مختلف شاهد آمد و رفت افراد بسیاری در بازارهای گوناگون نظیر فارکس و کریپتو و بورس و NFT و … بوده‌ایم. اکنون وقت آن است نتایج بسیار مهمی که طی این سالیان کسب کرده‌ام را با شما عزیزان به اشتراک بگذارم.

علت جذابیت معامله‌گری چیست؟

اگر پیش از این تجربه باز کردن حتی یک معامله با پول حقیقی (Real) یا حتی تستی (Demo) را داشته باشید، هیجانات شدید و احساسات مختلفی را برای اولین بار در زندگی تجربه کرده‌اید. از خود میپرسید در چه شغل یا موقعیت دیگری میتوانید با یک کلیک به سودی n درصدی در این مدت کوتاه برسید؟ در چه شغلی تحلیل و تصمیم صحیح شما اینقدر زود پاداش داده میشود؟ پیش از این در شغل قبلی‌ام برای سود ۱۰ درصدی باید هفته‌ها کار میکردم و با افراد زیادی سر و کله میزدم، اما الان کافیست حتی در خانه‌ام پشت میز بنشینم و اگر همه چیز خوب پیش برود چند کلیک با همین میزان سود فاصله دارم. اگر هر ماه n درصد سود مرکب کنم بعد دو سال در ملک مرحوم استیو جابز چای مینوشم.

پس از مدت نسبتا کوتاهی رویای میانبر زدن در مسیر موفقیت سراسر وجود شما را فرا گرفته است. از طرفی بدون آنکه بدانید حجم زیادی از هورمون‌های مختلف را تجربه کرده‌اید که پیش از این در هیچ شغل دیگری تجربه‌اش را نداشته‌اید. اکنون بدن و ذهن شما همانند یک معتاد به تمام معنا شده است و از اکثر مشاغل دیگر نمیتواند این میزان هورمون را دریافت کند. اعتیادی با چاشنی رویای موفقیت در آینده، که در اکثر مواقع فرد بجز با نابودی سرمایه و تحمل آسیب سنگین قادر به ترک آن نخواهید بود.

 

سبدی سنگین و کمرشکن از دانش و مهارت‌های لازم!

  • ذهن آگاهی، خودشناسی و تقویت EQ: معامله‌گری از پر استرس‌ترین مشاغل دنیاست و فرد به طور دائمی هیجانات شدید و احساسات گوناگونی را تجربه میکند. ذهن آگاهی و خودشناسی و افزایش هوش هیجانی برای یک معامله‌گر امری کلیدی است. فرد ناآگاه نسبت به هیجانات و احساسات خود، تصمیمات اشتباهی را اتخاذ کرده و ضررهای جبران ناپذیری را متحمل میشود. طبیعتا یادگیری ذهن آگاهی و تقویت EQ مسیری طولانی و بی پایان است؛ اما رسیدن به درجه کافی جهت تبدیل شدن به تریدر موفق معمولا چندین سال زمان میبرد.
  • مهارت حل مسئله، تصمیم گیری و شناخت خطاهای شناختی: فرد معامله‌گر باید مهارت حل مسئله و تصمیم گیری خود را تقویت کرده و خطاهای شناختی کلیدی را به مرور شناسایی کند؛ وی باید بتواند تصمیم‌های خود‌اگاه و ناخود‌اگاه را حداقل در گذشته از یکدگیر تفکیک کرده و فرایند بهینه تصمیم‌های کلیدی خود را به طور شفاف ترسیم کند تا در شرایط پر استرس منحصر به فرد و بیشماری که هر روزه رخ میدهند، دچار آشفتگی در تصمیم گیری نشده و خطاهای شناختی را به حداقل برساند.
  • مهارت هدف گذاری و تفکر استراتژیک و مهارت برنامه ریزی: مهارت تفکر استراتژیک و تشخیص تصمیم‌های استراتژیک برای یک معامله‌گر امری ضروری است. وی باید بتواند فارغ از فشارها و تصمیم‌های بیشمار روزمره روی اهداف استراتژیک بلندمدت خود تمرکز کرده و در صورت نیاز اهداف کوتاه مدت را فدای رسیدن به اهداف استراتژیک کند. تعریف و انتخاب و تفکیک بین اهداف و برنامه‌های استراتژیک و غیر استراتژیک آن هم برای افرادی که اکثرا برای میانبر زدن موفقیت به سراغ ترید آمده‌اند امری نسبتا غریب و متعارض است!
  • نظم شخصی، مهارت مدیریت فردی: در اکثر مشاغل مسیر شغلی و چارچوب‌های شغلی تا حد بسیار زیادی مشخص هستند و کافیست خود را با آنها وفق دهیم. برای مثال ساعت‌های کاری و مکان کاری یک نانوایی مشخص است. هزینه و درامد نانوایی تا حد زیادی قابل تشخیص است و ریسک پیشبینی نشده زیادی متوجه یک نانوا نیست. بازار نانوا و مشتریان آن مشخص بوده و وی الزاما نیازی به انتخاب و تعریف بازار ندارد. از همه مهم‌تر فرایند پخت نان مشخص است و در صورت رعایت آن قطعا نانی سالم و پخته شده از تنور خارج خواهد شد. اما یک تریدر باید ساعت کاری و مکان مشخصی را برای کار خود انتخاب کند و خود را متعهد کند تا به آن پایبند باشد (مثلا نمیشود به صورت خوابیده و با لباس خواب از روی تخت ترید کرد و سودده باقی ماند). مجموعه مختلفی از بازارها و دارایی‌ها در دسترسی تریدر وجود دارند و وی باید راجب مسائلی نظیر جفت ارزی و تایم فریم و … تصمیم گیری کند و به آن پایبند باشد. در نهایت این تریدر است که از صفر تا صد چارچوب و فرایند معاملات (Trading Plan) را تعریف کرده و خودش نیز باید در نقش مدیر یا بازرس روی کار خود نظارت کند.
  • یادگیری طراحی سیستم‌ها و شاخص‌های کنترلی: پیش از این گفته شده که معامله‌گری برعکس اکثر مشاغل فاقد چارچوب‌ها و اصول مشخص و استاندارد است. لذا وظیفه طراحی سیستم معامله‌گری و تعریف فرایندهای آن و شاخص‌های کنترلی کاملا بر عهده شخص تریدر است. بسته به سیستم طراحی شده و فرایندهای ممکن است نیاز به طراحی شاخص‌های جدیدی وجود داشته باشد و شاخص‌های رایج نظیر Winrate، Profit Factor و … به تنهایی اثربخش نباشند. از طرفی اکثریت معامله‌گران حتی راجب محاسبه و ارتباط همین شاخص‌های رایج نیز اطلاعات کامل و دقیقی ندارند و به ممکن است به همین علت برآورد اشتباهی از عملکرد خود داشته باشند.
  • مهارت محاسبات سریع، دانش آمار و احتمالات و مدل سازی آماری: بازارهای مالی و معامله گری بر پایه ریاضیات است و اگر فرد در محاسبات و ریاضیات پایه ضعف داشته باشد درصد خطا و سرعت عملکرد وی کاهش میابد. همچنین برای یادگیری و درک کاربردی آمار و احتمالات تریدر باید پایه خوبی در ریاضیات داشته باشد. اگر بازارهای مالی را سرشار از پدیده‌های احتمالی فرض کنیم، بدون درک عمیق آمار و احتمالات پایه امکان موفقیت در آنها وجود ندارد. هر ستاپ معاملاتی باید با روش‌های آماری آزموده شود؛ امری که میان تریدرهای خرد بعید است شاهد آن باشیم.
  • مهارت مدیریت ریسک و سرمایه و تقویت RQ: پس از درک صحیح و عمیق آمار و احتمالات، تریدر باید با تمرین و سختکوشی هوش احتمالی (Risk Quotient) خود را افزایش دهد. مطالعه مطالب انگلیسی راجب مفهوم RQ را به شما مخاطبان عزیز واگذار میکنم.
  • مهارت برنامه نویسی برای تحلیل داده: پیش تر گفته شد که تحلیل داده بخشی جداناشدنی از معامله‌گری است. معامله‌گر جهت استخراج استراتژی معاملاتی و همچنین جهت بهینه سازی استراتژی فعلی طبق نتایج معاملات گذشته، باید اقدام به ژورنال نویسی و تحلیل داده‌‌های ژورنال کند. طبیعتا قدرت و توانایی فردی که به زبانی همانند پایتون و روش‌های تحلیل داده مسلط است با فردی که صرفا به صورت دستی و با Excel تحلیل داده انجام میدهد قابل قیاس نیست. یک زبان برنامه نویسی قادر است حداقل چند صد میلیارد بار سرعت و اثربخشی تحلیل داده را نسبت به حالت دستی افزایش دهد. گذشته از آن داشتن دانش برنامه نویسی و مهندسی نرم افزار، توانایی خودکارسازی حداقل بخش‌هایی از سیستم معاملاتی را به تریدر میدهد.
  • دانش بازارهای مالی و سبک تحلیلی: در نهایت اما اکثر تمرکز فعالان بازار صرفا روی این مورد بخصوص و سبک تحلیلی محدود میشود. اکثریت افراد تصور میکنند با مشاهده چند دوره و سبک‌های تحلیلی (تکنیکال، فاندمنتال، …) قادر به پیشبینی حرکات بازار و رسیدن به موفقیت ابدی خواهند بود. به طور قطع داشتن شناخت و دانش کافی در مورد سبک‌های معاملاتی و بازارهای مالی (برای مثال شناخت نحوه عملکرد قراردادهای Futures، CFD، … یا آشنایی کافی با ارزهای مجازی و پلتفرم‌های مختلف و مواردی از این قبیل) امری ضروری است؛ اما برعکس باور عموم بخش بسیار کوچکی از پیشنیازهای معامله‌گری میباشند.

 

زیادی بزرگش کردید، کدام معامله‌گری تمام این مهارت‌ها را دارد؟

بله تقریبا کسی را پیدا نمیکنید که روی تمام این مهارت‌ها و علوم تمرکز کرده و عمیق شده باشد؛ همانطور که تقریبا معامله‌گر موفقی پیدا نمیکنید. در چند سال اول بعید است افراد به اهمیت و الزام این پیشنیازها پی ببرند و آنها را جدی بگیرند یا حتی اکنون ادامه این مطلب را دنبال کنند! اما مهم ترین تفاوت یک تیم و موسسه مالی با یک معامله‌گر خرد (Retail) از همینجا آغاز میشود که تخصص‌های مورد نیاز به درستی شناسایی شده و وظایف بین افراد مختلف تقسیم میشوند.

یادگیری این مهارت‌ها حداقل چقدر زمان میبرد؟

طبیعتا پاسخ این سوال برای فرد به فرد متفاوت است. حتی با فرض محال آگاهی فرد نسبت به پیش‌نیازهای لازم از ابتدای مسیر، از نظر من بعید است یک معامه‌گر تازه وارد در کمتر از ۵ سال سبد مهارتی خود را به حد قابل قبولی برساند.

اگر کسی تمام این مهارت‌ها را کسب کرد سپس موفق میشود؟

خیر. از نظر من یادگیری این مهارت‌ها پیشنیاز موفقیت است اما تضمین کننده آن نیست. حتی با وجود فراگرفتن پیشنیازها نیز احتمال موفقیت یک فرد تنها به عنوان معامله‌گر بسیار پایین است. در ادامه به توضیح برخی دلایل آن میپردازیم.

 

علل شکست معامله‌گران خرد (Retail Traders) در برابر معامله‌گران نهادی (Institutional Traders) 

  • مقایسه شخص در برابر گروه (کار تیمی): طبیعتا یک فرد به تنهایی قادر به عمیق شدن در ۲۰ شاخه تخصصی و مهارت به صورت همزمان نیست اما میتوانیم ۲۰ متخصص با هدف و برنامه‌ای مشترک را گرد هم آوریم. از طرفی تقسیم وظایف بین افراد گروه منجر به ایجاد هم افزایی (سینرژی) شده و خلاقیت و انگیزه و کارایی تیمی ۳ نفره چندین برابر بیشتر از ۳ فرد تنها میشود. طبیعتا کار تیمی نیز مشکلات خاص خود را به همراه دارد؛ برای مثال وجود مدیری توانا و با تجربه امری ضروری است و عملکرد او برای تیم سرنوشت ساز است. نمونه‌ای دیگر از مشکلات کار تیمی نیاز به حل تعارضات بین افراد است. اما به هر صورت در مورد معامله‌گری وزنه مزایای کار تیمی بر وزنه مزایای کار فردی به شدت سنگینی میکند.
  • جذب سرمایه و میزان سرمایه: سرمایه‌گذاران حرفه‌ای بازارهای مالی تفاوت سیستم کاری یک تریدر خرد با تیمی از افراد مجرب را به سرعت تشخیص میدهد. شاید سرمایه‌گذاری خارج از بازار و ناآشنا با بازارهای مالی حاضر شود سرمایه اندکی را در اختیار فرزند برادر خود قرار دهد، اما اگر صحبت از ارقام میلیون دلاری و قراردادهای محکم وسط باشد موضوع متفاوت است. به همین علت معمولا معامله‌گران نهادی به واسطه داشتن سرمایه بزرگ‌تر دستشان بازتر بوده و میتوانند منابع بیشتر و بهتری را در مسیر خود به کار گیرند.
  • دسترسی به بروکرهای معتبر جهان: کارمزد معاملات در اکثر بازارها برای معامله‌گران نهادی بسیار پایین‌تر است. گذشته از آن به علت تحریم ایرانیان اکثر تریدرهای ایرانی از میزان تفاوت و اهمیت بروکرها و اکسچنچ‌های مطرح جهان با معدود مواردی که به ایرانیان خدمات میدهند بی خبر هستند. دسترسی به انواع قراردادها و نمادهای معاملاتی، پرداخت مجموع اسپرد و کمیسیون ۲ دلاری بجای ۷ الی ۲۰ دلار، نقدینگی بالا و قابلیت ترید با سرمایه چند صد میلیون دلاری، رگولاتوری قوی و سابقه بیش از ۴۰ ساله بروکر در مقایسه با بروکری که ۵ الی ۱۰ سال سابق دارد، گوشه‌ای از تفاوت بروکرهای مطرح و سطح چندم هستند. به طور خلاصه بروکرهای فعال در بازار ایران معدود نفرات سودده را نیز زیان ده میکنند. 
  • عدم معامله در برابر بروکر: اکثر بروکرهای CFD فارکس که به ایرانیان خدمات میدهند خودشان در سمت مقابل معامله‌گر قرار دارند و سود معامله‌گر به معنای زیان آنهاست. علت اصلی خدمات دهی به ایرانیان نیز این است که رگوله‌ای در کار نیست یا حتی اگر در کار باشد ایرانیان شامل حال آن نشده و بروکر هیچ مسئولیتی در قبال مشتری ندارد. این بروکرها روی احتمال عدم موفقیت اکثر کاربران در بلندمدت حساب کرده و سود موقتی معامله‌گران را نیز از زیان دیگران پرداخت میکنند. بارها شاهد بوده‌ایم که در صورت سوددهی مستمر و افزایش سرمایه افراد، بروکر اقدام به فعالیت‌هایی نظیر کندل سازی و تغییر گذشته چارت و افزایش ناگهانی اسپرد و اسلیپیج کرده و با پیگیری کاربر از هر مسئولیتی شانه خالی میکند. در صورتی که حقوق و امنیت معامله‌گران نهادی به واسطه قانون کشور مبدا تضمین شده است و LP یا اکسچنج یا بروکر حق معامله در برابر آنها را ندارد.
  • میزان مالیات: موسسات مالی با اقداماتی نظیر ثبت شرکت در برخی کشورهای خاص از پرداخت مالیات معاف شده یا مالیات اندکی میپردازند. (به بررسی حواشی مالیاتی ایران نمیپردازیم)

 

چند درصد از معامله‌گران خرد موفق میشوند؟

منابع مختلف آمارهای متفاوتی معمولا از ۴% الی ۱۵% را بارها مطرح کرده‌اند. اما سوال کلیدی که هیچگاه مطرح نمیشود این است که “موفقیت به چه معناست؟“. آیا همین که فردی در یک ماه به ۵۰% سود بادآورده و بدون رعایت اصول مدیریت ریسک برسد به معنای موفقیت است؟ اگر موفقیت را حداقل دو سال سوددهی پایدار با حداقل ۱۵% سود در هر ماه و حداکثر ۱۰% Drawdown تعریف کنیم، به شخصه در طی مدت ۶ سال منتورینگ و مشاهده چندین هزار نفر کمتر از انگشتان یک دست تریدر موفق دیده‌ام. در نتیجه احتمال موفقیت ۴ درصدی و حتی ۱ درصدی بسیار بیشتر از واقعیت بوده و اکثریت قاطع افراد هیچگاه معامله‌گر موفق نخواهند شد.

 

پذیرش اشتباه و آخرین صحبت با معامله‌گران

در طی ۶ سال به علت ناآگاهی تصور میکردم که کمک به دیگران جهت کوتاه کردن مدت زمان نتیجه گیری از معامله‌گری (چه شکست و چه موفقیت) وظیفه‌ای است بر دوش من و تلاش در جهت مثبت است. اکنون بر این باورم که نباید با آرزوی موفقیت یک فرد، افراد زیادی را در مسیر و شغل اشتباه همراهی کرد. در نتیجه اشتباه خودم را میپذیرم و از تمام شما عزیزانی که طی این سالیان همراه ما بودید، عذر میخواهم.

آخرین صحبت با معامله‌گران سودده

دست از تشویق و منتورینگ دیگران بردارید. به کارتان ادامه دهید اما دیگران را شدیدا از آمدن به سمت ترید نهی کنید. از صمیم قلب امیدواریم پس از ۵ سال سودده بمانید.

آخرین صحبت با معامله‌گران زیان ده

مشاغل بسیاری وجود دارند که احتمال موفقیت و سوددهی هر یک از ما در آنها بسیار بیشتر است. چرا شغلی را انتخاب نمیکنید که هم WinRate آن بالاتر است و هم RiskReward آن؟

آخرین صحبت با معامله‌گرانی که زمانی سودده بوده‌اند

احتمال سوددهی مقطعی بسیار بالاتر از سوددهی پایدار و بلندمدت است. کار برای شما عزیزان از همه سخت‌تر است اما امیدواریم زندگیتان را هدر ندهید و بپذیرید که موفقیت پیشین شما مقطعی بوده و احتمالا هیچ وقت تکرار نمیشود.

آخرین صحبت با منتورها و اساتید

دست از هدر دادن عمر دیگران و خودتان بردارید. حتی اگر هدفتان خیرخواهی محض است، خیری که ۱ نفر را به موفقیت و هزاران نفر را به اتلاف عمر و شکست راهی کند، شر مطلق است. 

 

عمر و زمان باقی مانده از زندگی هر یک از ما بسیار کم و محدود است، آن را هدر ندهیم. با آرزوی موفقیت برای دوستان قدیمی خودم در بازارهای مالی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *